سيد محمد باقر برقعى
435
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
و اشعار نادرپور و توللى مرا به خواندن شعر نو تشويق كرد . كمى بعد نام نيمايوشيج را در مجلهاى خواندم و شعرى از او را ، شعرش مرا پس زد ، در آن زمان تصور مىكردم شعر نو عبارتست از يك شعر ، اگرنه بىوزن ، لااقل سبكوزن و كمقافيه كه نام شاعرش هم مثل نيمايوشيج يا اخوان ثالث يا توللى ، كمى نامأنوس باشد و در تهيه آن از واژه فانوس استفادهء شايانى به عمل آمد و در كنار شعر ، يك نقاشى فضائى و رؤيائى و دودناك از « جورج » يا « بهرامى » چاپ مىكنند . مرتضى كاخى در جايى ديگر در مورد شعراى معاصر بخصوص غزلسرايان نظر سختگيرانهاى ابراز مىدارد و مىگويد : « يك نگاه گذرا سه جريان متنافر را در غزل امروز مىبينم . نخستين جريان غزل ( غزل مزل ) انجمنهاى ادبى با توليت مرحوم عباس فرات و شركاء كه جريانى از توليد به مصرف است . دوديگر غزلكهاى « شمع و گل و پروانه » با دماى « ولرم » و مايههائى از « رومانتيم » اوان دوران بلوغ به سرپرستى خدا بيامرزان رهى و اميرى فيروزكوهى و توابع كه اينگونه كار از انجمن ادبى به خارج هم اندكى نشت كرده و وارد خانه و زندگى مردم شده است . سه ديگر جريانى بالغ و بالنده كه دوران شكوه غزل فارسى را به ياد مىآورد و با پايمردى سايه ( هوشنگ ابتهاج ) و شهريار و ديگران آبروى غزل فارسى را تداوم بخشيده است . مرتضى كاخى ادامه مىدهد اگر مجبور باشم چند غزل انتخاب كنم ، اين چند غزل را انتخاب مىكنم : « گرچه مستيم و خرابيم » ( از عماد خراسانى ) . « ستاره ديد و فروبست » ( از سيمين بهبهانى ) . « زبان نگاه » ( از سايه ) . « امشب اى ماه » ( از شهريار ) . « با ساغرى از آن تلخ » ( از اسماعيل خوئى . « يار و همسر نگرفتم » ( از شهريار ) . « گربهء شبابه » ( از سايه ) . « بيداد همايون » ( از سايه ) . از مرتضى كاخى دو كتاب چاپ شده 1 - روشنتر از خاموشى 2 - باغ بىبرگى ( يادنامه اخوان ثالث )